حالا تنها یادگاری ام از بهشت
و از لطافتش
چند قطره اشک است
که گوشه دلم پنهان کردم
گرسه نمی کنم تا تمام نشود
می ترسک بعد از ان
از چشم هایم سنگ ریزه ببارد
برگرفته از کتاب:
در سینه ات نهنگی می تپد