![]()
برونتهها با آن لباسها و چهرههای گرفته و غمگینشان در عکس ها مشورند.
سه خواهر انگلیسی بودند که کتابهایشان در دهههای ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد.
فرزندان آقای پاتریک برونته که یک پیشوای روحانی منطقه هاوورت در انگستان و خانم ماریا برانول، بودند که
هر سه در شهر تورنتون در غرب یورکشایر به دنیا آمدند.
«شارلوت»، «امیلی» و «آن» 3 دختر از خانواده 8 نفره یک کشیش فقیر بودند .
مادر، بعد از به دنیا آوردن «آن» کشیش بیچاره را با یک پسر و 5 دختر تنها گذاشت و مرد.
از همان روز بود که پدرشان دیگر آن آدم سابق نشد؛ تا توانست به بچهها سخت گیری کرد و زور گفت و بچهها را مسؤول اداره خانه کرد .
و شارلوت و امیلی را با ماری و الیزابت به مدرسه شبانه روزی _ که مخصوص دختران روحانیون بود _ فرستاد. ماری و الیزابت در مدرسه مبتلا به سل شدن و در سن 10-12 سالگی مردند..
امیلی و شارلوت به خانه برگشتند؛ هر چند اوضاع خانه با شبانه روزی فرق زیادی نداشت و دوباره سایه آن پدر خشن و فقر و کمبود محبت مادر، بر سرشان سنگینی میکرد. اما دوای همه دردهایشان تخیل بود؛ روزها در دشت و علفزارها دور هم مینشستند و در دنیای رویاها گم میشدن.
در می سال 1846 خواهران برونته با هزینه خودشان یک کتاب شعر را منتشر کردند. در این کتاب برای اولین بار از اسم مستعار کارر Currer برای شارلوت، الیس Ellis برای امیلی و اکتون Acton برای آن استفاده کردند. آنها به انتشار رمان ادامه دادند که با سطح های مختلفی از موفقیت همراه بود.
امیلی قبل از اتمام دومین رمانش و در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی بعلت بیماری سل درگذشت، و آن در سال بعد بوسیلهٔ همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشت. شارلوت که بعد از مرگ برادرش در همان سال با پدر تنها شده بود، به نوشتن ادامه داد که قبلاً بدانها اشاره شد. او در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش بنام آرتور نیکولز در آمد و یکسال بعد به دنبال بیماری در سن ۳۸ سالگی درگذشت.