هوا گرفته بود
باران میبارید
کودکی اهسته گفت:
خدایا گریه نکن درست میشه
افسوس که ارزو هایم بربال های
یاد تو سوار است
که هر لحظه به یادمی
دوری تعبیریست که فاصله ها
از ما دارند اما بی خبرند
از نزدیکی دلها