موضوع داستان:
هنرمند به نام 'والتر' که برای
تدریس نقاشی به دو دوشیزه
اشرافزاده, لندن را به مقصد
دهکده لیمریج ترک میکند. او در
جاده لندن زن سفیدپوش و
مضطربی را میبیند که از او
کمک میخواهد. زن در طول
مکالمه مطالبی درباره خانهای
که مدرس جوان قرار است به آن
جا برود میگوید, والتر پس از
اقامت در 'لیمریج ' دلباخته 'لورا'
یکی از دوشیزگان میشود؛ اما
پس از چندی درمییابد که قرار
است او با نجیبزادهای ازدواج کند و.....
نظرات شما عزیزان:
تبادل لینک هوشمند